![]() |
شنبه 13 خرداد 1391 |
باز باران ، بی طراوت ، کو ترانه؟! سوگواری ست ،رنگ غصه ، خیسی غم ،
می خورد بر بام خانه ، طعم ماتم .
یاد می آرم که غصه ، قصه را می کرد کابوس ، بوسه
می زد بر دو چشمم گریه با لبهای خیسش.
می دویدم، می دویدم ، توی جنگل های پوچی ،
زیر باران مدیحه ، رو به خورشید ترانه ،
رو به سوی شادکامی .
می دویدم ، می دویدم ، هر چه دیدم غم فزا بود ، غصه ها و گریه ها بود ،
بانگ شادی پس کجا بود؟
این که می بارد به دنیا ، نیست باران ، نیست باران ، گریه ی پروردگار است،
اشک می ریزد برایم.
می پریدم از سر غم ، می دویدم مثل مجنون ، با دو پایی مانده بر ره
از کنار برکه ی خون.
باز باران ، بی کبوتر ، بوف شومی سایه گستر ، باز جادو ، باز وحشت ،
بی ترانه ، بی حقیقت ، کو ترانه؟! کو حقیقت؟!
هر چه دیدم زیر باران ، از عبث پر بود و از غم ، لیک فهمیدم که شادی
مرده او دیگر به دلها ، مرده در این سوگواری
نظرات شما عزیزان:

تعجب نكن كه چرا گريه نميكنم،
بي تو يك عمر فرصت براي گريستن دارم اما
براي تماشاي تو همين يك لحظه باقي است
.gif)
مهیار دوباره چت شده میخوای غیب بشی ?????????/
.gif)

همه ی مطالبت قشنگ و زیباست مخصوصا همین شعر.
من که خییییییلی خوشم اومد.
.gif)
.gif)
.gif)

همه ی مطالب قشنگ و زیباست من که خیلیییییییییییی خوشم اومد....!
موفق باشید!
.gif)
.gif)

خدا بیدار است
حواسش به تو هست
.gif)
.gif)
.gif)
سلام داداشم
بسيار زيبا بود ..دوست داشتم اين مطلبتو
منم آپم
.gif)
.gif)
خیلی قشنگ بود.
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
راستی من لینکت کردم تو هم منو با اسم باران... بلینک!
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
هوا آفتابیه!
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
و حالا بارونی!
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
![]() نویسنده : مهیار...
![]() |